فرهنگ و هنر

دیگران

دیدگاه ها

تاریخ

تماس با ما

بیوگرافی

بایگانی

اندیشه

  

ادامه در صفحه محیط زیست...

دولت هاى ملى و كنسرن هاى فرامليتى

از نگاه چامسكى*

مترجم: كوروش برادرى

"...هر شكل از مشاركت دموكراتيك بايد سركوب و مسكوت نهاده شود. بدين طريق جنبش به اصطلاح ضدجهانى سازى در رسانه ها معمولاً به عنوان تجمعى از هرج و مرج گرايان يا به عنوان ياغيان خيال پرداز قلمداد مى شوند. آگاهانه از اين مسأله چشم پوشى مى شود كه مثلاً در فوروم هاى اجتماعى جهان مباحث دقيق و مفصلى درباره موضوعاتى مانند سياست اقتصادى جهانى يا روابط ميان برزيل و آفريقا انجام مى گيرد. اگر اين را بعد با اطلاع رسانى درباره فوروم سالانه اقتصاد جهان مقايسه كنيد مشخص مى شود: كه فوروم «داووس» به عنوان امرى فوق العاده مهم توصيف مى شود، درحالى كه فوروم اجتماعى جهان به منزله يك نوع كارناوال ظاهر مى شود كه شركت كنندگان در آن فاقد دقت و اعتماد لازم هستند. گاهى اوقات فوروم اجتماعى جهان به عنوان يكى از مراكز ضد يهودى قلمداد مى شود. به خاطر دارم كه يك روزنامه آمريكايى در اوايل سال ۲۰۰۳ فوروم اجتماعى جهان را چنان توصيف كرده بود، كه گويى آن جا غالباً نئونازيست ها در رفت و آمد بودند!..."  ادامه

پادشاهان آنلاین

شرکتهای بزرگ فناوری در جهان، از جمله گوگل، اپل، فیس‏بوک، آمازون و مایکروسافت دیگر تنها شرکتهایی بزرگ با سرمایه هنگفت نیستند؛ آنها اکنون قدرتی در حد و اندازه دولتهای جهان دارند. این غولهای فناوری قصد دارند آینده جهان را بسازند. آنها در حال ساخت ماشینهای خودران و هواپیماهای بدون سرنشین هستند. روزی گمان میکردیم این دولتها هستند که زیرساختها را ایجاد میکنند، اما واقعیت این است که «غولهای فناوری جهان» اکنون در حال ایجاد زیرساختهای آینده ما هستند. امروزه، همین غو‌ل‌های فناوری، زیربنای دنیای فناوری را شکل می‌دهند و زندگی حرفه‌ای، مصرف شخصی و جریان اطلاعات و ارتباطات ما را استعمار کرده‌اند. به‌طور خاص، وسعت و عمق قدرت «پلتفرم‌ها» در جهان، ما را به بازنگری در منطق سرمایه‌داری دعوت می‌کند. این غول‌های فناوری علاوه بر انباشت سرمایه، از قدرت چشمگیری در اقتصاد و جامعه برخوردارند و همین ویژگی، آنها را در مقابل حکومت‌های جهانی قرار می‌دهد. در این‌باره، با دکتر عباس قنبری باغستان، عضو هیأت علمی گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران و عضو کارگروه بین‌المللی و دیپلماسی سایبری پژوهشگاه فضای مجازی، درباره پلتفرم‏‌ها، زمینه ظهور آنها و ارتباط آنها با حاکمیت ملی کشورها به گفت‌وگو نشستیم. او درباره این موضوع، به نکات بدیعی اشاره می‌کند که در ادامه می‌خوانید:...ادامه

کارخانه رؤیا...

دلهره جهان مدرن...

جهان تراژیک پیرمرد و دریا...

مقاله‌ای از نوآم تيروش...

کم‌ترین حَد...

برقرار باد قدرت تخیل...

ریشه‌های توزیع قدرت...

اندیشه هنری...

مجهز به سلاح علم...

جامعه فرهنگی...

سقوط انسان مدرن...

  ادامه

اندیشه

تحليل جباريت در تاريخ...

از باستان‌ شناسی نقاشی…

سیاست دیگرگزینی…

رابطه عاری از نیاز…

...ادامه

 

 

 

مقدمه اِی تاريخي بر آنارشيسم

جرج وودكاك

 ترجمه : مهدی پناهجو

"... از لحاظ درك وجه نظر آنارشيستي ، مفهوم جامعه بي حكومت داراي اهميت اساسي ميباشد! آنارشيست حقيقي ، هنگامي كه حكومت را رد ميكند، ايده و واقعيت جامعه را نفي نمي كند! برعكس ، وقتي كوشش ميكند تا حكومت را ازبين ببرد ، اعنقاد او نسبت به نياز بوجود جامعه بعنوان يك كليت زنده شدت پيدا ميكند!از نظر فرد آنارشيست ، ساختار هرمي شكلي كه توسط حكومت اعمال ميشود و در آن قدرت از بالا به پائين جريان دارد ، تنها در صورتي قابل جايگزيني است كه جامعه به صورت نسخ تنگ در هم بافته اي از روابط داوطلبانه در آيد! يك جامعه داراي حكومت و يك جامعه آنارشيستي ، همانا تفاوت بين ساختار و ارگانيسم است ! يكي از اين جوامع ، ساخته ميشود و ديگري مطابق قوانين طبيعي ، فرا ميرويد! از لحاظ شكل شناسي ميتوان هرم حكومت را با كره جامعه مقايسه نمود كه تعادل فشار ، مايه پيوستگي و بقاي آن است ! آنارشيست ها بسيار دلمشغول مسئله تعادل بوده و در فلسفه آنان ، دو نوع تعادل نقش بسيار مهمي ايفا ميكند. يكي تعادل بين ويراني و سازندگي كه به  تاكتيك هاي آنان تسلط دارد و ديگري تعادل بين اختيار و نظم كه عنصر مسلط نظر آنان نسبت به جامعه ايدآل بشمار ميرود. اما از نظر آنارشيست ها ، نظم چيزي نيست كه از بالا اعمال ميشود بلكه نظمي است طبيعي كه در خود ـ انظباطي و همكاري داوطلبانه تجلي مي يابد..." ادامه

آشفتگی های جاری و ثمره آن

فرشيد ياسائی

"...بعد از چهار دهه تاريخساز که همزمان با ما کشورهای ديگر ازهرنظر به خودکفائی رسيدند. ما خجولانه حتی در مورد دين ايدئولوژيک اذعان ميداريم  : "...امروز متاسفانه نتوانستيم آموزش لازم را به نسل جوان بدهيم براى همين جوانان در جلسات دينى و هيات‌ها اشباع نمي‌ شوند و اگر ما اين فضاها را از نظر سياسی و ديدگاه‌های اقتصادی تامين كنيم، جوانان با فضاى دينى موجود اغنا مي‌شوند و به آن تمايل پيدا مي‌كنند..." . اينها نشان ميدهد عليرغم هوچی گری شبانه روزی و صرف هزينه ميلياردی تبليغات اسلامی - که بجای آن ميتوانستيم و می توانيم مشکلات عمده ای را در جامعه حل کنيم - با شکست روبرو شده و رهبران دينی - سياسی بدون توجه به اين شکست ها خود را دلخوش و سرگرم تحريکات بين المللی و سرکوب داخلی مشغول و بدان افتخار می کنند و از آسيب شناسی اجتماعی فرار کرده و بی توجه به مولفه هايی که ميتوانند فرهنگ سياسی را شکل دهند ، جامعه را بر سردوراهی نگهداشته اند..." ادامه

 

" علیه دولت و سرمایه "

"... گریبر شخصیتی محوری در جنبش تسخیر وال‌استریت در سال 2011 بود، هرچند نپذیرفت شعار «ما 99 درصد هستیم» ابداع او بوده است، شعاری که به‌خاطر آن بارها تحسین شد. او نوشت: «من اول پیشنهاد دادم که خودمان را 99 درصد بنامیم. سپس دو نفر از جنبش خشمگینان اسپانیا و یک آنارشیست یونانی کلمه «ما» را اضافه کردند و بعدتر یکی از فعالان قدیمی ضد جنگ (عضو گروه مستقل «غذا و نه بمب») یک «هستیم» به آن اضافه کرد. آن‌ وقت می‌گویند با کار جمعی نمی‌توان چیزی ارزشمند ایجاد کرد! من نام‌های آنها را ذکر کردم، اما با توجه به اینکه اطلاعات پلیس دنبال سازمان‌دهندگان اولیه جنبش تسخیر وال‌استریت بود، شاید بهتر بود این کار را نمی‌کردم»..." ادامه 

پل گوگن * : عاشق زندگی بدوی و وحشی

"... گوگن برای مکاشفات خود در این دنیای پنهانی احساس، پاریس را به قصد غرب فرانسه ترک کرد تا در میان دهقانان ایالت برتانی زندگی کند. در آنجا کوشید تا در تصویرهایی به نام تجلی پس از موعظه دینی ایمان ساده و صریح آنان را به تصویر بکشد. این چیزی بود که هیچ یک از نقاشان مکتب رومانتیسم به آن دست نیافته بودند، یعنی شیوه‌ای مبتنی بر منابع پیش از نهضت رنسانس، برجسته نمایی و سه بعد نمایی جای خود را به شکل‌های برابر و ساده محصور در درون خطوط کناره نمای سیاه و ضخیم داده‌اند و رنگ‌های تابناک پرده نیز به همان اندازه غیر طبیعی است. گوگن همانند استادان نقاش پیش از خود موضوعاتش را از دل تاریخ، دین و اسطوره‌ها همچون خدایان و الهه ها، قهرمانان اساطیری و زیبایی‌های خیالی بر می‌گزید. در حقیقت او خود را وقف سنت بازآفرینی عناصر ابدی کرده بود. شاید وی در این انتخاب در جستجوی جاودانگی هنرش بود و دریافته بود..." ادامه

دسته ‌بندی آنارشیست‌ها

برایان کاپلان *
مترجم: مجید رویین پرویزی

"...چالش آنارشیست‌ها با سوسیالیست‌های سنتی - که تجلی آن را به بهترین شکل در منازعات تلخ کارل مارکس و میخاییل باکونین برای سلطه بر جنبش کارگری اروپای قرن ۱۹ می‌توان دید - اغلب به عنوان اختلاف بر سر «وسیله» توصیف شده است. طبق این تفسیر، هردوی اینها توافق دارند که مطلوبشان یک جامعه کمونی و مساوات طلب است، اما یکدیگر را به ناکارآمدی ابزارهای پیشنهادی متهم می‌کنند، اما این به نوعی کم رنگ جلوه دادن تعارضی است که در واقع بر سر ارزش‌های بنیانی تری به وجود آمده: سوسیالیست‌های آنارشیست بر ضرورت خودمختاری و پلیدی استبداد تاکید می‌کنند، درحالی که سوسیالیست‌های سنتی چنین نگرانی‌هایی را بورژوایی می‌دانند. وقتی به فرهنگ سیاسی انگلیسی-آمریکایی می‌رسیم با داستان کاملا متفاوتی روبه‌رو می‌شویم. روحیه ضد آنارشیسم سوسیال در آنجا بسیار قوی‌تر است و از اوایل قرن ۱۹ نیز چنین بوده..."  ادامه

 

 

 

 

 

محیط زیست

 

نه خدا نه ارباب ؛ تاریخچه‌ی آنارشیسم ـــ بخش یکم و دوم

زایش آنارشیسم و پیر ـــ ژوزف پرودون

فیلم مستندی از تانکرد رامونه*

Tancrède Ramonet


برگردان فیلمنامه از: رضا اسپیلی

مقدمه‌ی مترجم

"... فرصت ارزشمند شناخت آنچه در ایران از من و ما دریغ می‌شد یعنی نه فقط آشنایی با یک ایده‌ی مگو بلکه اساسا آشنایی در فضایی بی‌پیشداوری و آزاد را در فرانسه به دست آوردم. آزاد از طرفداری‌های حزبی و سکتاریستی و محفلی. تصورش را بکنید که درقفسه‌های کتابخانه‌ها ردیف پشت ردیف کتاب از آنارشیسم، این ایده‌ی هراس‌آورِ قدغن ببینید، ببینید و بشنوید که در دانشگاه‌ها درباره‌ی آن بحث و فحص می‌شود، کسانی، بسیاری کسان، خود را لیبرتر یا آنارشیست یا آنارکوسندیکالیست می‌دانند و بدون ذره‌یی واهمه از باورهایشان دفاع می‌کنند و کار به اینجا ختم نمی‌شود: جوامع و جنبش‌های لیبرتری در سرتاسر فرانسه و ایتالیا و اسپانیا و آلمان و انگلستان و در شرق اروپا و همینطور امریکای لاتین و ژاپن و… این تازگی‌ها در روژآوا سرزنده و شادمان با اصول ضداقتدار و خودگردانی مردمی به هستی خود ادامه می‌دهند. آنارشیست‌ها در هر تظاهرات ضد سیستم در فرانسه با پرچم سرخ و سیاه‌شان حضور دارند و چه بسا خود آن را سازمان می‌دهند..." ادامه

 

روفتن غبار زمانه از یک اثر

انسجام پیسارو

Evelyne Pieiller

برگردان منوچهر مرزبانيان 

"... * کامی پیسارو  را چون چهره ای از حلقه نقاشان امپرسیونیسم به یاد می آوریم، جنبشی در نگارگری که هرچند قدر آن نزد مردم زمانه اش ناشناخته ماند، اما امروز وی را به سبب ستایش فروزانش از زودگذری زیبائی ارج می گذارند. سخن از اقبالی [دیر هنگام] در میان است که به طرز غریبی از ذهنیتی خاطر گزین بر می خیزد که تعهدات سیاسی نقاش را که برق جهنده اش در طرح های وی از «رذالت های اجتماعی» پدیدار است به کنح فراموشی رانده. این اثر که امروز سرانجام نشر مجددی یافته، هم تراز و همساز خلقی است که انگار نافرهیخته تر از آن بود که ظرافت های هنر وی را باز شناسد. چه زیباست یافتن اثری که گذشته از احساس و هیجانی که بر می انگیزد، ما را از دریچه چشم اندازی دیگرگونه به نگرش شدت و حدت داوها و تناقضات و رویاروئی های دورانی سپری شده می کشاند و در همان حال، گرداگرد روابطی که تجدد در هنر را به حساسیت های سیاسی [زمانه خود] گره می زند بر بال های خیال می نشاند، پیوندی میان دو حیطه، با نشانی سخت اندک از وابستگی ماهوی. با مرور آثار «کامی پیسارو» است که این تکان روشنگر به شیوه ای نا منتظر روی می دهد..."  ادامه

آنارشیستها خرابکار نیستند !

گفتگو با مترجمان کتب کروپتکین متفکر آنارشیست روسی

رضا اسکندری، هومن کاسبی و احسان طالبی

"... درباره اقتصاد سیاسی آنارشیستی باید بگویم که آنها دقیقاً از نیاز از مردم و ارضای نیاز مردم شروع می‌کنند. اقتصاد سیاسی مارکسیستی در تضاد با آنهاست و دقیقاً از تولید شروع می‌شود. پیامدی که اندیشه آنارشیستی دارد اجتناب از آن اقتصادگرایی و توسعه گرایی خاص مارکسیسم است که نمونه‌هایش را در چین و شوروی دیده‌ایمدر جنگ داخلی اسپانیا، نیروهایی که در جبهه‌ها علیه کودتای فرانکو جنگیدند و دفاع سلحشورانه‌ای از جمهوری کردند، سازمان‌های آنارشیستی و کارگری بودند. مشخصاً در ناحیه‌هایی مانند جبهه آراگون و… آنارشیست‌ها دست بالا را داشتند و با تمام توان به نبرد مشغول بودند. با این اوصاف اما اینجا مقطعی از زمان است که آن درگیری قدیمی نظری به قیمت خون هزاران آدم و به قیمت از دست رفتن جمهوری اسپانیا و متعاقب آن وقوع جنگ جهانی دوم به واسطه قدرت گیری فاشیسم، تمام شد. مهم اینجاست که دولت کرملین حمایت خود از جمهوری خواهان اسپانیا در جنگ داخلی را منوط به خلع سلاح آنارشیست‌ها و سرنگونی دولت سوسیالیستی‌می‌کند که مورد پذیرش آنارشیست‌ها بود. با این کمک باید احزاب سوسیالیست تعطیل شده و صرفاً حزب کمونیست در اسپانیا حاکم می‌شد... به دلیل آنکه در جنگ داخلی اسپانیا حجم قابل توجهی از نویسندگان و روزنامه نگاران از سراسر دنیا به آنجا رفته و مشغول مشارکت در جنگ شدند و اتفاقات را گزارش می‌کردند، دستگاه تبلیغاتی استالینیستی هم بیکار ننشسته بود و پاتک‌های جدی می‌زد. آن دوران در ایران یکسری از فعل و انفعالات جدی سیاسی رخ داده بود و رسانه‌های مختلف از نشریات حزب توده گرفته تا مطبوعات حزب دموکرات هرکدام گزارشاتی از جنگ داخلی اسپانیا کار کرده و در آن از خیانت‌های آنارشیست‌ها و تروتسکیست‌ها حرف می‌زدند"...  ادامه

به مناسبت در گذشت یک آنارشیست : دیوید گریبر

ديويد گريبر*  انسان‌شناس، فعال سیاسی و متفکر آنارشیست آمریکایی، در 59 سالگي درگذشت

علیه دولت و سرمایه‌

"...دیوید گریبر، انسان‌شناس و نویسنده آنارشیست كتاب‌های پرفروش درباره بوروكراسی و اقتصاد مانند «شغل‌های مزخرف: یک نظریه» و «بدهی: 5000 سال اول» در 59سالگی درگذشت. سوم سپتامبر (13 شهریور) ‌نیكا دوبروفسكی، هنرمند و نویسنده و همسر گریبر در توییتر اعلام كرد كه او دوم سپتامبر در بیمارستانی در ونیز درگذشته است. علت مرگ او هنوز معلوم نیست. گریبر علاوه بر شهرتش به‌خاطر نوشته‌هایی گزنده و نافذ درباره بوروكراسی، سیاست و سرمایه‌داری، یكی از چهره‌های برجسته جنبش اشغال وال‌استریت و استاد انسان‌شناسی در مدرسه اقتصادی لندن (LSE) بود. آخرین كتاب او با عنوان «سرآغاز همه‌چیز: تاریخی جدید از بشریت» كه با دیوید ونگرو نوشت، پاییز 2021 منتشر خواهد شد. روتگر برگمن، مورخ هلندی، گریبر را «یكی از بزرگ‌ترین متفكران زمانه ما و نویسنده‌ای خارق‌العاده» نامید. اُون جونز، مقاله‌نویس گاردین، او را این‌گونه توصیف كرد: «یك غول روشنفكری، مملو از انسانیت، كسی که کارهایش باعث الهام و تشویق و تربیت خیلی‌ها شده است». جان مك‌دانل، نماینده مجلس از حزب كارگر، نوشت: «من دیوید را یك دوست و متحد بسیار باارزش می‌دانستم. تحقیقات و نوشته‌های نوآورانه‌اش تفكری بدیع و رویكردهایی خلاقانه در كنش سیاسی به روی ما گشود. همه ما عمیقا دلتنگ او خواهیم بود». تام پن، ویراستار گریبر در انتشارات «پنگوئن رندوم هاوس»، ‌گفت این نشر از شنیدن خبر مرگ او عمیقا متأثر شده است و گریبر را «یك رادیكال واقعی و پیشگام در همه کارهایش» نامید. پن گفت: «كارهای الهام‌بخش دیوید روش فهم مردم از جهان را تغییر شکل داد. در كتاب‌هایش كنجكاوی مدام و جست‌وجوگرانه‌ و سرباززدن از پذیرش راه‌حل‌های ساده‌انگارانه به چشم می‌خورد و همه اینها در اوج تیزبینی و طنز. از همه اینها گذشته..." ادامه

جهان‌های نو و ذهن‌های نو...

...دامه